ابراهيم عاملي ( موثق )
185
تفسير عاملي ( فارسي )
چون در صفت اهل بيت كه گفته شده است « لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ » « وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » مقصود پاكى از پليدى عقايد باطله است ، و نتيجه ى مطلب اين است كه چون آنها اصرار بر كفر و تقليد گذشتگان داشتند و دليل قبول نميكردند ، كفر آنها زياد و سخت شد و غضب خداوند هم بر آن افزوده شد چون خاصيّت آن سختى ، و شدّت كفر اين غصب است . « وَقَطَعْنا دابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا » 71 صفى عليشاه سرنوشت و گرفتارى - هاى جور بجور و ناگهان آدمى را در تفسير اين جمله به اين بيان گفته است : هم ببرّيديم و بركنديم باز پايه و بنياد آن قوم از فراز زان كه مىبودند دور از رأى ما از پى تكذيب آيتهاى ما باد را داديم فرمان تا تمام عاديان را برد بنياد و مقام تا نپندارى كه بادى گر وزد مىتواند برگ كاهى را گزد يا تواند برگى افكند از درخت زان كه حقّش بر كمندى بسته سخت جز كه امر آيد ز خلَّاق العباد كه بكن اى باد از بيخ اين بلاد بادها را گر شناسى پيش و پس بينى اندر صد كمندى هر نفس نيم بادى چون كه پيچد در شكم سبلتت را بر كند آرى ، ورم رو كنى هر سو سپاهش بسته صف از زمين تا آسمان بر هر طرف از جنود او يك ار دانى هوا است كآدم و عالم اسيرش جابجا است وان يكت كافى است وقت گوشمال زان مگر بگريزى ار يا بى مجال آن كه باشد عقل و بختى ياورش ميگريزد سوى شاه از لشكرش وان كه بختش واژگون باشد ، ز شاه ميگريزد همچو دزدان در سپاه پس بگيرد يك قلاورزى دمش بندد از كاكل بدامى تا سمش ميكشد تا پاى دارش مو كشان مىدهد هر جا بعصيانش نشان هر چه بينى در جهان اسپاه اوست با تو سركش ، بنده ى درگاه اوست جان و تن هم بنده ى فرمان اوست همرهند ار با تو ، از احسان اوست